قلب سوخته

از این شاخه به آن شاخه پریدی ، از این قلب رفتی و به قلبی دیگر نشستی ، عین خیالت نیست که دلم را شکستی، انگار نه انگار که روزی با هم عهدی را بستیم!

مگر یادت نیست به هم قولی را دیدیم، قراری گذاشتیم ، حرف از زندگی بود ، از عشق هم که بگذریم حرف از وفاداری بود!
تو خودت این را خواستی که خاطره هایمان بسوزد ، عشق همینجا در قلبمان بمیرد، خیلی سخت است چشمهایم دستت را در دستان غریبه ای دیگر ببیند!
خیلی سخت است ببینم قلبم چه معصومانه میسوزد ، هنوز هم اشک در چشمهایم ، مثل یک آب چشمه میجوشد!
با اینکه هنوز در قلبم هستی ، باید باور کنم که دیگر نیستی ، باید بپذیرم از حالا بدون توام ، از حالا به جای در کنار تو بودن ، در کنار خاطره های توام ، گرچه سوزاندی همه خاطره ها را در دلت ، میدانم که روزی تلخ میشود  زندگی به کامت!
 
هر کاری دلت خواست با دلم کردی ، هر راهی را که خواستی رفتی ، اما من اینجا تک و تنها مانده ام و برایت مهم نیست که بیمار مانده ام!
تنها خدا میداند راز تنهایی ام را بعد از رفتنت ، تو نمیدانی چه سخت بود لحظه جدایی ات !
غرورم نیز تسلیم عشقی شد که از تو در قلبم نشسته
هیچ چیز سر جای خودش نیست ، من نفس میکشم در حالی که هوایی نیست، قدم میزنم در حالی که در فکر تو هستم ، میخوابم و خواب تو را میبینم ، میبینم و تو را حتی از دور دستها نیز نمیبینم ، مینشینم و تو را در کنار خودم نمیبینم ، میخندم و خنده هایم از ته دل نیست ، اشک میریزم و کسی دلسوز من نیست، میتابم و کسی در دلم نیست که ببیند همه دلم را تاریکی فرا گرفته
من در این شاخه شکسته ماندم و تو به آن شاخه پریدی
/ 17 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
معصومه افسری

سلام خوشحالم دوباره می خونمت خیلی حرف هست... که تو هرروز در گلویت... بغض کشنده ای احساس کنی... برای کسی که... بدانی...حتی یک بار در عمرش... به خاطر تو... بغض هم نکرده است...

شیدا

دوباره سلام ..خوبی ؟..خوش اومدی ...[گل][ماچ]

مینآ

سلام.خوش اومدین[شرمنده]

بهداد

سلام بسیار عالی که شروع بکار کردید

سارا

باورت بشود یا نه....روزی میرسد که: دلت برای هیچکس به اندازه ی من تنگ نخواهد شد! برای: نگاه کردنم.... اذیت کردنم.... خندیدنم.... برای:تمامی لحظه هایی که در کنارم داشتی.... روزی خواهد رسید که:در حسرت تکرار دوباره ی من خواهی بود....میدانم! روزی دیگر نیستم! و هیچکس "تکرار من" نخواهد شد.... [ناراحت]

فرید

salam mahta jan khob hastiin..vagean az hozore garmetoon to veblagam kheyli khoshhal shodam mamnonetoonam matlabetonam kheyli gashang bood vagean mahta khanum bi taroof migam veblagetoon mahshare kheyli khosham omad kheyli gashangeee dorost hamun chizayi hast ke man dost daram omidvaram dostaye khobi bashiim dar zemn man ba ejazaton az yeki dota matalebetton ke kheyli khosham omad vase khodam bar midaram

فهیمه

سراغ کلبه ي مارا کسي جز غم نميگيرد.. خوشا روزي که غم هم گم کند ويرانه ي مارا

مهدی موچین

سلام آبجی مهتا، خوبی؟ چی شده داداشی نبینم غمتو...! تو چرا اینقده به هم ریختی؟ اون آبجی مهتا که من یادمه خیلی شاد و سرزنده بود...! کی حال آبجی مهتای منو گرفته و بهش نامردی کرده؟ کی آبجی مهتای همیشه شاد و سرزنده منو اینجوری غمگین کرده؟